گلپایگان

گلپایگان شهری در استان اصفهان ایران است که درفاصله ۳۵۲ کیلومتری تهران و۱۵۶کیلو متری شمال غربی اصفهان قرار دارد. سلسله کوههای مرکزی و رود قبله، که از کوههای جنوبی خوانسار سرچشمه میگیرد، از این شهر میگذرد و مابین شهرهای خوانسار، نجفآباد، خمین و ميمه قرار گرفته است. گلپایگان شهری است با فرهنگ کهن، پرداخته سمره (هُمای بنت بهمن، چهره آزاد)، از سلسله کیانیان، که دراصل نامش، وردپاتکان (سرزمین گل ُسرخ) بودهاست.

تاریخ گلپایگان:

بر اساس آنچه كه از متون تاريخي مانند نزهت القلوب نوشته حمد ا... مستوفي بر مي آيد: گلپايگان 5225 سال بعد از هبوط آدم توسط هماي چهر آزاد، دختر بهمن كياني (بهمن دراز دست) پوراسفنديار رويين تن، كه به تخت پادشاهي جلوس كرده بود ساخته شد و از ابتدا اين شهر را به نام خود چهرآزادگان و يا گلبادگان ناميد بر اساس شواهد باستان شناسي و بررسي ها انجام گرفته بر روي سنگ نبشته هاي تاريخي، سابقه سكونت انسان اوليه در دشت گلپايگان به حدود هفت هزار سال قبل مي رسد ولي شروع مدنيت را مي بايست هم زمان با اواسط حكومت سلسله هخامنشي دانست كه كاربري اين شهر به عنوان يك پادگان بزرگ تغيير يافت و حتي گروهي را اعتقاد بر اين است نام اوليه اين شهر گردپاذگان بوده است.(برهان قاطع،1361، ذيل گلپايگان)، گروهی دیگر نام اصلی آن راگَرپادگان به معنی کوهپایه میدانند. «گَر» در زبان پارسی میانه به معنای کوه است. (گریوه و گریبان هم از همین ریشه هستند).

به هرحال پس از حمله اعراب مسلمان گروهي از آنان در اطراف اين شهر ساكن شده و نام آن را معرب گردانيده ،جرفادقان ناميدند. در دوران بعد از اسلام علي الخصوص در دوران عباسيان گلپايگان از مناطق معتبر و آباد كشور بوده است، ولي اوج شكوفايي و آباداني آن در زمان حكومت سلجوقيان به خصوص محمد بن ملكشاه سلجوقي بوده كه آثار و ابنيه زيادي از جمله مناره و بازار و مسجد جامع را از خود باقي گذاشته است.

از آن پس به دنبال آشوب هاي اسماعيليه و فتنه مغول و يورشهاي تيمور اين شهر از اعتبار و رونق ساقط گشت و تنها در زمان اوزون حسن بود كه مجددا نامي از آن بر سر راه تجاري همدان به اصفهان به ميان مي آيد. آخرين دوران طلايي آن كه آثار و ابنيه تاريخي موجود، مبين رونق شهردر آنزمان مي باشد، مقارن با دوران حكومت شاه عباس كبير و امارت امامقليخان سردار بزرگ صفوي در گلپايگان مي باشد.

با شروع فتنه افغان گلپايگان كه مقر فرماندهي عليمردان خان بختياري و محل تجمع نيروهاي كمكي به اصفهان بود به شدت از طرف محمود افغان مورد انتقام جويي واقع گشت و نه تنها اكثر اهالي آن از دم تيغ گذشتند بلكه اغلب آثار و ابنيه و تاسيسات كشاورزي و قنوات آن هم تخريب گشت و ديگر هرگز اين شهر به اعتباري كه در گذشته داشت، دست نيافت. شهري كه بنا به گفته ظل السلطان زماني از حدود 200 الي 300 هزار نفر جمعيت برخوردار بود، هرچند كه به اين اظهار نظر بايد با ديده ترديد نگريست، در زمان حكمراني ظل السلطان به زحمت حدود 15 هزار نفر جمعيت ساكن را در خود جاي داده بود و نماي شهر به ويرانهاي بزرگ مي ماند

گلپایگان در تاریخ:

بعد از هجوم اعراب گلپایکان (مثل دیگر شهرهای این سرزمین) در قلمرو امویان، عباسیان، صفاریان، دیلمیان، سلجوقیان، خوارزم شاهیان، مظفریان و ایلخانیان مغول قرار داشت.

در دوران بعد از اسلام به ویژه در دوران عباسیان، گلپایگان از مناطق آباد کشور بودهاست، اوج شکوفایی شهر در زمان حکومت سلجوقیان به خصوص محمد بن ملکشاه سلجوقی بوده که بناهای زیادی از جمله مناره و بازار و مسجد جامع را از خود باقی گذاشتهاست.

گلپایگان در حمله مغولها آسیب فراوان دید. به دنبال آشوبهای اسماعیلیه و فتنه مغول این شهر از اعتبار و رونق ساقط گشت و تنها در زمان «اوزون حسن» (ابو النصر حسن بیگ بن عثمان بیگ، سرسلسله آق قویونلو) ۸۸۲- ۸۲۸ ق بار دیگر نامی از آن بر سر راه تجاری همدان به اصفهان به میان میآید.

وجود کاروانسراهای متعدد در منطقه و آثار تاریخی حکایت از اهمیت و آبادانی این شهر در دورههای مختلف تاریخی دارد.

آخرین دوران طلایی رونق شهر مقارن با دوران حکومت شاه عباس کبیر و امارت امامقلی خان است.

با شروع فتنه افغان، گلپایگان که مقر فرماندهی علیمردان خان بختیاری و محل تجمع نیروهای کمکی به اصفهان بود به شدت از طرف محمود افغان مورد انتقام جویی واقع گشت و نه تنها اکثر اهالی آن از دم تیغ گذشتند بلکه اغلب آثار و ابنیه و تاسیسات کشاورزی و قنوات آن هم تخریب گشت و دیگر هرگز این شهر به اعتباری که در گذشته داشت، دست نیافت.

در زمان قاجاریه خصوصاً زمان ناصرالدین شاه و حکومت ظل السلطان بر اصفهان (که «اِبْراهیمْ خانِ صَدیقُ المَمالِك» به فرمانروایی گلپایگان فرستاده شد)، شهر در استانه نابودی قرار گرفت.


ارگ تاریخی گوگد از بناهای بزرگ خشت و گلی ایرانمذهب اکثریت مردم گلپایگان بعد از اسلام به تبع قدرتهای حاکمه، شافعی بودهاست، وقتی آل بویه به قدرت رسید، گروهی شیعه شدند ولی رویکرد اکثریت مردم به تشیع در زمان صفویه بود.

وجه تسمیه گلپایگان:

گلپایگان را همای بنت بهمن کیانی ساخت و بنام خود سمره خواند که در اول همای را سمره گفتندی. دخترش آن را تجدید عمارت کرد و گلبادگان یا گربادگان گفت.


گلپایگان از ترکیب سه کلمه ( گل - پای - گان ) تشکیل شدهاست.


نام اولیه شهر، گردپاذگان بودهاست.(برهان قاطع،۱۳۶۱، ذیل گلپایگان)، گروهی دیگر نام اصلی آن را گَرپادگان به معنی کوهپایه میدانند. «گَر» در زبان پارسی میانه به معنای کوه است.

در اواخر ساسانیان و اوائل اسلام «گردپادگان» خوانده میشد و تازیکان معرب نموده «جرباذکان» نامیدهاند. (معجم البلدان یاقوت دیده شود). سپس از روی قاعده دیگری که آن نیز در زبانشناسی ایران معروف است، را و دال تبدیل به لام گشته و کلمه گارد مبدل بگال و سپس مبدل بگول و سپس مبدل به گل شده و بالاخره وردپاتکان و گلپایگان، شده یعنی شهر گلباد، و چنانکه گفتیم گلباد از نامهای معروف ایرانی بودهاست.

برخی گفتهاند در اصل «ورتپاتکان» به معنی شهر یا سرزمین ورتپات بوده که یکی از نامهای ایران نیز میباشد. سپس به مرور زمان وردپاتکان، «وردپاذکان»، «گردپاذکان»، «گلپادگان» و سرانجام «گلپایگان» شدهاست.

ورد، به معنی گل سرخ است و در نتیجه تغییراتی که از روی قواعد زبان شناختی در آن روی داده، واژه ورد تبدیل به « گل » شدهاست. پات از مصدر پاییدن، به معنی نگاهبانی کردن است و «وردپات» گل نگاهدار معنی میدهد.

پات پس از مدتی «پاذ» و سرانجام تبدیل به «پای» شدهاست. واژه «کان» که سپس «گان» گردیده در آخر نام شهرها و آبادیهای بسیاری چون اردکان، زنگان، ارزنگان و ارزنکان… آمدهاست.

جغرافیای گلپایگان:

روستاهای گلپایگان بر اساس بانک جامع روستاهای کشور بدین شرح است:
آرجان، اسفاجرد، اسفرنجان، تيكن، دُرّ، درب امامزاده ابراهيم، دستجرده، دم آسمان، رباط سرخ عليا، رباط قالقان، رباط محمود، رباط ملكی، ركابدار، زرنجان، سراور، سعيدآباد، شادگان، شركت سهامي زراعي، شيدآباد، غرقه، فاويان، فرج آباد، فقستان، قالقان، قرغن، كلوچان، كوچري، مزرعه، ملازجان، نيوان سوق، نيوان نار، وانشان، هنده

آب و هوای گلپایگان:

آب وهوای گلپایگان متغیر و دارای زمستانهای نسبتا سرد با حداقل حرارت ۲۱- درجه و تابستانهای گرم و خشک است که حداکثر حرارت آن تا۵/۳۷+ درجه میرسد. بارندگی غالبا در زمستان و میزان آن حدود ۳۰۰ میلیمتر است. گلپایگان از مناطق نیمه صحرایی است و به علت نزدیکی به کویر مرکزی، بارندگی آن کم و هوایش متغیر است. دشت گلپایگان، وسیع و آب آن از رودخانه و قنات و چشمه و منابع آبهای زیرزمینی تامین میگردد.

اقلیم گلپایگان:

کوهستانهای پوشیده از مراتع و رودخانههای منطقه چشم انداز طبیعی زیبایی به وجود میآورند. سلسله جبال مرکزی ایران از این شهرستان میگذرد.


گلپایگان از طرف شمال به خمین (کمره) و قسمت كوچكي از مغرب به کوههای بختیاری و الیگودرز و از طرف جنوب به خوانسار و کوه های بختیاری و از طرف مشرق به میمه و کوه شیخ احمد و کوه سرخ و کوه صالح پیغمبر و ماهور گل گله و بیشه و از طرف جنوب شرقي به نجف آباد محدود است.

ارتفاع آن از سطح دریا ۱۸۱۸ متر است. (مبنای ارتفاع = سطح متوسط آب خلیج فارس در منطقه فاو که مبنای مسطحات اروپائی میباشد.)


تغییر شکل سطح زمین در دشت گلپایگان که برداشت بی رویه آب زیرزمینی یکی از عوامل اصلی آن است، دارد خودش را نشان میدهد. فرونشست زمین میتواند باعث آسیب های جبرانناپذیری به ساختمان ها، چاه ها، زمین های کشاورزی و شریان های حیاتی گردد. فرونشست زمین، یکی از پدیدههای زمینشناسی است که در اثر زیاده رویهای آدمی در بسیاری از نقاط جهان از جمله در گلپایگان، در حال وقوع است.

ارتفاعات شهرستان گلپایگان:

ارتفاعات شهرستان گلپایگان که دنباله شرقی سلسله جبال زاگرس و غالباً از کوههای اطراف اصفهان جدا شده، متعلق به دوران دوم زمینشناسی بوده و به صورت چندین رشته موازی از شمال غربی به جنوب شرقی امتداد مییابد.بلندترين قله اين شهرستان كوه صالح پيغمبر كه زيارت گاه نيز بر قله آن است مي باشد

سد گلپایگان:

سد گلپایگان اولین سد مخزنی خاکی و اولین سد مدرن ایران است

جاذبه های گردشگری گلپایگان:

مسجد جامع، یادگار دوران سلجوقی × بازار چار سوق × مناره آجری سلجوقی × بنای سیدالاسادات × ارگ تاریخی گوگد × هفده تن × گنبد بابامصری ×مسجدمرحوم حجت الاسلام × كاروانسراي جلودار(جاده قديم اصفهان) ×كاروانسراي دُر(جاده قديم اصفهان) ×مسجدسرآور ×خانه مرحوم ميثمي سررباطان

کفترخانه های گلپایگان:

کبوتر خانهها، بناهای خشتی بزرگی هستند که توسط کشاورزان بنا میشدهاند.

کوچری:

در منطقه کوچری چهار نمونه خط پهلوی کشف شدهاست که در کل ایران نمونه آن مشاهده نشدهاست.

همچنین در این منطقه بزرگترین نقش صخرهای ایران به شکل بز کوهی با ۱۱۲ سانتیمتر طول و ۹۰ سانتیمتر عرض وجود دارد.

در منطقه کوچری بیشترین نقوشی که تکرار شده بز کوهی است که نماد فراوانی، نعمت و زایندگی به حساب میآید.

تنوع نقوش در سنگ نگارهها به بیش از ۷۵ نقش میرسد و از نمونههای جالب سنگ نگارهها میتوان به وجود حفرههای روی سنگ یا کاپ مارک یا فنجان نما اشاره کرد که برای ترسیم صور فلکی و گاهشماری به کار میرفته است.

از کوچری رودخانه گلپایگان (اناربار) میگذرد که طراوت چشمگیری به آن منطقه بخشیدهاست. در گذشته کوچری، آسیاب آبی هم داشته که متاسفانه ویران شدهاست.

برای خیلی از گلپایگانیها کوچری محلی است که میتوانند با دوستان یا خانواده ساعاتی از بعداز ظهر یک روز تعطیل را در کنار رودخانه و هوای بهتری نسبت به شهر سر کنند، اما چند سالی است که جاده کوهستانی کوچری تبدیل به پیست دوچرخه سواری شدهاست. مسافتی که دوچرخه سواران طی میکنند حدود ۵۰ کیلومتر (رفت و برگشت) میباشد.

البته برخی از دوچرخه سواران مسیر سرسبز دیگری مثل جاده شرکت زراعی – کارخانه شیر – روستاهای نیوان – گوگد – سعید آباد – قلعه موتور و جاده «حسنحافظ» تا بالای «گدار ماکوله» را بر میگزینند که در برخی موارد از جاده کوچری بسیار زیباتر است.