کنگان

شهرستان کَنگان (به لهجه محلی: کَنگون) یکی از شهرستانهای استان بوشهر در جنوب ایران است. مرکز شهرستان کنگان، شهر بندر کنگان است و این شهرستان شامل ۲ بخش و ۵ دهستان و ۱۷۵ آبادی است.

تقسیمات کشوری کنگان:

- بخش مرکزی شهرستان کنگان
- دهستان حومه
- دهستان طاهری
- شهرها: بندر کنگان، بنک و بندر سیراف

- بخش عسلویه
- دهستان عسلویه
- دهستان نایبند
- شهرها: عسلویه و نخل تقی

محدوده جغرافیایی و تاریخ کنگان:

از شمال به شهرستان جم در استان بوشهر، از جنوب خلیج فارس، از مغرب 'به شهرستان دیر، واز سمت مشرق به عوینات (تمبک فعلی)محدود میگردد.

بندر کنگان در ۲۵ کیلومتری بندر سیراف (شهر باستانی ایرانی)قرار دارد ودر نوشتههای تاریخی از زمان صفویان به این نام خوانده میشود. رضا طاهری از محققان تاریخ - جغرافیای خلیج فارس در کتاب از مروارید تا نفت به بررسی بندر کنگان و بندر سیراف در خلیج فارس میپردازد. و وجه تسمیه بندر کنگان را مرتبط با نام کهن کنگ و کنگ دز میداند و بندر کنگان را بندری ایرانی و قدیمی از توابع بندر باستانی سیراف قدیم میشمارد که از دوره صفویان در تاریخ ایران و خلیج فارس حیات سیاسی خویش را آغاز کردهاست.

تاریخچه کنگان:

شهرستان کنگان یکی از سرزمینهای کهنسال ایران که قریب به ۲۳۵۰ سال تاریخ پر فراز و نشیب پشت سرگذاشتهاست. حوزه ساحلی خلیج فارس و دریای عمان از دیرباز محل آمد و شد اقوام، قبایل مختلف بودهاست که از اطراف و اکناف دنیای قدیم –آسیا و آفریقا به قصد تجارت و سیاحت و سیاست به این خطه سفر مینمودهاند، منطقه کنگان نیز از این ویژگی برخوردار بودهاست و مردان این سامان به لحاظ موقعیت جغرافیایی صیاد و دریانورد بودهاند. میرزا حسن قصابی در کتاب فارسنامه ناصری چنین مینویسد:«بلوک کنگان از گرمسیر است فارس از جنوب شیراز است. در ازای آن از نخل تقی تا قریه بنک سیزده فرسخ و پهنای آن از نیم فرسخ نگذرد. این بندر رشد خود را پس از ویرانی سیراف از اوایل قرن بیستم شروع نمود. سرکنسول فرانسه در بندر بوشهر که از کنگان دیدن نمودهاست مینویسد: «در بندر کنگان به سال ۱۹۱۱،(۲۵۰) خانوار زندگی میکردند که حدود ۲۰۰ نفر از این جمعیت یهودی و تعبیر عرب و عجم (غیر عرب) بودهاند و عمده تجار و بازرگانان شهر در این دوره یهودی بودهاند. میرزا حسن قصابی در کتاب پیش گفته موقعیت بلوک کنگان و آب و هوای آنرا چنین توصیف میکند: کنگان محدود از جهات شرق، شمال به بلوک گله دار و از طرف مغرب و جنوب به دریای فارس، هوای این بلوک از ماه ثور تا میزان (اردیبهشت تا مهرماه) گرم و بسیار مرطوب و شکار آن کبک و تیهو و مرغ کبک انجیر است. بعد از جنگ جهانی دوم و مهاجرت یهودیان به فلسطین، لطمه اقتصادی جدیدی نیز به منطقه وارد گردید و گذشته از کاهش جمعیت و سرمایه هنگفنی نیز خارج گردید. با پیشبرد سیاستهای جدید رژیم پهلوی در دهه ۴۰ و جایگزینی آرام سرمایه داری وابسته بجای اقتصاد کشاورزی شهر کنگان نیز به دوره جدیدی از شهر نشینی و مناسبات اجتماعی-اقتصادی همراه میگردد. رشد فیزیکی شهر در این مرحله بصورت خطی و به موازات ساحل انجام میپذیرد که خود نشانگر اهمیت صیادی و تجارت خارجی است.

وجه تسمیه کنگان:

رضا طاهری در کتاب از مروارید تا نفت، کنگان را از دو واژه کنگ به اضافه آن پسوند مکانی میداند و معتقد است کنگ مقدسترین شهر اسطورهای زرتشتیان و آریاییها میباشد که سیاوش درخشان آن را در کناره کوه و دریا ایجاد کرد. کلمه کنگ وشهر کنگ بارها وبارها در اوستا و دینکرد و مورد استفاده قرار گرفتهاست ویکی از آشناترین کلمات ایرانی -آریایی میباشد. فردوسی میگوید: هر آن کو ندیدست کنگ / نخواهد که آید به گیتی درنگ. بر این اساس نام کنگان برگرفته از شهر اسطورهای کنگ است که این کلمه نیز در ادبیات کهن به معنای فرو رفتگی خشکی در آب میباشد. گفته میشود کنگان در بین چندین خور (باریکههای آب دریا) محصور بودهاست. یا بنا به گفته محمدعلی سیدالسلطنه وگنگ رودخانه مقدس در هندوستان است- «کنگاو» از لغات با ریشه سانسکریت است که در پی مهاجرت اولین شعبه آریائیها که در هزارههای قبل از میلاد از شمال دریای خزر به سمت جنوب سرازیر شدند، در منطقه رایج شده و در آثار ایلامیها که حکومتی مقتدر در جلگه خوزستان تشکیل داده بودند نیز دیده شدهاست.